
عيب از ماست اگر دوست زما مستور است
ديده بگشاي كه بيني همه عالم طور است
لاف كم زن كه نبيند رخ خورشيد جهان
چشم خفاش كه از ديدن نوري كور است
يا رب اين پرده پندار كه در ديده ماست
بازكن تا كه ببينم همه عالم نور است
دل نوشت: عزیــــز فاطمـ ـــہ
در انتظار تـــو
کاسہ ی صبــر که هیـچ...
صبر کاسہ هم لبریــــز شد...
نويسنده :تکتم کاظمی
تاريخ: پنجشنبه یکم تیر ۱۳۹۱ ساعت: 20:38